كوفجان با جيم بر وزن بوستان قفس مرغان را گويند و به معنى كوفج هم آمده است كه جماعتى باشند در كوههاى كرمان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص761) 
بالضم و واو معروف و فاى موقوف،قفص باشد،منجيك گويد: بيت گر بپرد مرغ جان از كوفجان تن مرا همچنان اندر هوايت تا قيامت پر زند و در سامى بمعنى همان گروه كه در كوه كرمان باشد آورده كه بعربى قفص خوانند بالضم،اما در معنى اول و مثالش تأملست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1234) 
بمعنى قفس است جز شاخسار زلف تواش آشيان مباد چون مرغ روح ما پرواز كوفجان تن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص610) 
- [بفاء و جيم. بوزن دوستان] قفس باشد كذا فى الشرفنامه اما در شرح سامى مسطورست كه كوفجان گروهىاند كه در كوه كرمان باشند و ايشان را بعربى قفس گويند - بضم قاف و سكون فاء [3] -. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1116) 
[اسم][فارسی]قفس مرغان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2862) 
قفص. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص77) 